۱۳۸۷ شهریور ۶, چهارشنبه

لایحه حمایت از خانواده:
پیش‌نوشت: ظاهراً لایحهٔ حمایت از خانواده از دستور کار مجلس خارج شده که البته این به معنی لغو اون نیست. این متن رو هفتهٔ پیش تهیه کرده بودم و نوشتنش یک روز تمام از من وقت گرفته بود. به‌همین دلیل هرچند که دیر شده اما می‌ذارمش اینجا؛ چون فارغ از این لایحه دوست دارم بعضی از حرفهاش رو با شما درمیون بگذارم.
------------
قصد نداشتم چیزی درمورد "لایحهٔ حمایت از اضمحلال خانواده" بنویسم. چراکه قبلاً اینجا نوشته‌بودم که چقدر نگران تلاش دولت جدید برای تغییر نقش زن از یک شهروند به "بنده منزل" هستم. "لایحه حمایت از اضمحلال خانواده" تنها یکی از کارهایی هست که دارن در کنار کارهای دیگرشون که تو همون نوشته چند تا از مثالهاشم گفتم، را با این هدف انجام می‌دن. "لایحه حمایت از اضمحلال خانواده" از اون جهت اهمیت داره که نه توسط دولت، و نه با یک دستور به یک ارگان خاص، بلکه توسط مجلس داره تصویب می‌شه و بصورت قانون در‌میاد. این یعنی با عوض شدن وزیر و معاون و دولت شل و سفت نمی‌شه. بلکه بصورت قانون دراومده و لازم‌الاجراست.
قصد نداشتم در موردش بنویسم چون به اندازه کافی دیگران نوشته بودند و گمان می‌کنم تکرار بیش از حد چیزی اهمیت موضوع رو لوث می‌کنه؛ کما اینکه کرده. می‌خوام اینجا توضیح بدم که چرا به‌نظرم موضوع لوث شده و از هدف اصلیش دور شده.

لایحهٔ حمایت از خانواده چیست؟
روزی روزگاری، مسوولین محترم دیدند آمار طلاق زیاد شده. دادگاههای خانواده هرروز شلوغ‌تر و شلوغ‌تر می‌شه. مهریه‌های سنگین به یک معضل اجتماعی تبدیل شده. سن ازدواج خیلی بالا رفته. در کنارش آمار فحشا و تجاوز به عنف و فساد در جامعه رو به افزایش هست که اینها این مورد آخری رو هم ربطش می‌دن به ازدواج نکردن جوونها که البته من کاملاً با این مورد آخری مخالفم. ولی فعلاً اصلاً قصد ندارم اینجا بحثش رو باز کنم.

نشستند گفتند خوب چی‌کار کنیم، چی‌کار نکنیم بشینیم قانون رو تصحیح کنیم بلکه مشکلات کم بشه. پس برای دوستانی که دادشون دراومده که چرا اومدن چند زنی رو قانونی کردند می‌گم که:

"لایحهٔ حمایت از خانواده یک قانون جدید نیست. بلکه تنها یک تصحیح در قانون موجود هست."

وقتی لایحه‌ای به منظور بهتر کردن قانونی پیشنهاد می‌شه، انتظار می‌ره که لایحه مشکلات مهمی که مردم باهاش درگیرند رو درنظر بگیره و قانون کاربردی‌تری رو ارائه بده که حلال مشکلات باشه. برای این منظور انتظار می‌ره از کسانی که با مشکلات خانواده‌ها درگیرند مثل وکلا، قضات و حقوق‌دانهایی که مشخصاً برروی این موضوع کار می‌کنند مشورت گرفت.

درحالیکه قبلاً در سال 1379 مرکز امور مشارکت زنان ریاست جمهوری طرحی برای احقاق حقوق زنان را به دانشگاه مفید سپرده بود و تحقیقات در این زمینه تا سال 1383 طول کشید. نتیجهٔ این تحقیقات در سال 1383 به هیئت دولت ارائه شد و در سال 1384 در کتابی به عنوان "باز پژوهی حقوق زن" در دو جلد و 700 صفحه منتشر شد. نتیجهٔ نهایی پیشنهاد لایحه‌ای برای اصلاح برخی قوانین مربوط به زنان چه در حوزهٔ خانواده و چه در قوانین کار و قانون مجازات اسلامی و غیره با در نظر گرفتن ادلهٔ فقهی و حقوقی و تعهدات ایران به کنوانسیون‌های بین‌المللی بود.

اما نتیجه؟ "متاسفانه با روي كار آمدن دولت جديد و بعد از تغيير رويكرد نسبت به مسئله زنان كه در همان روزهاي نخستين آغاز به كار با تغيير نام "مركز امور مشاركت زنان" به "مركز امور بانوان و خانواده" به خوبي مشهود بود؛ در اقدامي شتابزده و غير قابل توجيه تمامي تحقيقات و مطالعات مركز امور مشاركت زنان در دوره اصلاحات به دستور مقامات ارشد دولتي از بين رفت و كتاب ها و جزوات به "خمير" تبديل شد. مجموعه دوجلدي اين تحقيق و متن لايحه پيشنهادي نيز به همين نحو از بين رفت."

و حالا لایحه‌ای معرفی شده (متن کامل لایحه ) که نه تنها بهبودی در قانون ایجاد نکرده،‌بلکه در مواردی پسرفت هم داشته.

چرا می‌گویم اعتراض به این لایحه اصل مطلب را لوث کرده؟

این روزها هر کجا بحث اعتراض به این قانون هست جیغ و فریاد برای مجوز دادن به چند زنی برپاست. گویی که این لایحه تنها از یک بند تشکیل شده و اونهم دادن مجوز به چند زنه شدن مردان هست.


اونچه مسلمه این قانون از پیش وجود داشته و اجرا هم می‌شده. لایحهٔ جدید اما به لزوم اجازهٔ همسر قبلی توجه نکرده که البته چندان هم مهم نیست. چون تا پیش از این هم خیلی از ازدواجهای مجدد پنهانی بوده. حالا برای مسئلهٔ کاملاً شرعی و مورد پسند آقایون مجلسمون، که مطمئناً در اصلش حالا حالاها هم تغییری نمی‌دند هی بریم فریاد بزنیم که چرا حق ازدواج مجدد دادی؟ آی و فغان. به شخصیت زن توهین شد. عواطف زن نادیده گرفته شد. اصلاً طرف نمی‌فهمه از چی صحبت می‌کنین. این می‌شه که آقای موسی قربانی می‌گه: اتفاقاً بهترین بند هست و اصلاً نمی‌فهمم اعتراض به چیه و به شما زنها هرچه بدهند کوتاه نمی آیید و اون‌یکی می‌گه اين ماده، کاملاً مطابق شرع است و جنجال را هم شما ايجاد کرديد. اين ماده شرعي است و در مجلس هم به تصويب مي رسد و هيچ کس جرات و حق مخالفت با آن را ندارد.

هردو هم راست می‌گن. چون چندزنی هم قانونیه و هم شرعی و اصلاً شماها معلوم هست چی چی می‌خواین و به چی اعتراض دارین؟ اینه که می‌شین یک مشت آدم جنجال درست‌کن و مزاحم.

از نماینده های مجلس و مذهبیون و کلاً طرفدارهای چند‌زنی که بگذریم، این شیوهٔ اعتراض با چنین درخواست مبهمی که بیشتر به غرغر شباهت داره باعث می‌شه که خیلی از کسانی که چند همسری رو اصلاً قبول ندارند هم به دلایل مشابه با شما همراه نشوند. مثلاً مثل یک زن که چیز قابل اعتراض و قابل تغییری در لایحه نمی‌بینه و این اعتراضها براش بیشتر به یک جنجال بر سر مسئله تغییرناپذیری هست که ربطی به لایحه هم نداره.

از طرفی وقتی مسئله به این شکل مطرح می‌شه و کل لایحه به "اجازهٔ قانونی برای زن دوم!" تقلیل پیدا می‌کنه، خیلی از کسانی که مسئلهٔ چندهمسری رو از خودشون و اطرافیانشون دور می دونند کلاً این لایحه رو "مسئلهٔ صدم زندگیشون" هم نمی‌دونند مثل غضنفر یا رها یا گیلاسی خانومی وارد اعتراض به اشکالات لایحه نمی‌شوند. یا مثل گیلاسی خانومی بگن مردی که دنبال زن دیگست رو اصلاً می‌خوام چی‌کار؟ بذار بره زن دوم بگیره. یا حتی مثل غضنفر و رضا معتقد باشند که جنبش زنان داره سنگ گروهی رو به سینه می‌زنه که اونها خودشون نه‌تنها با این مسئله مشکلی ندارند، بلکه حتی ارزش‌هاشون کاملاً بر‌علیه فمنیستها و طبقهٔ اقلیت مدرن جامعه هست.

*اگر بحث غضنفر و رضا رو نخوندین توصیه می کنم هر دوش رو حتماً بخونید. هرچند من طبقه بندی ای رو که کردند رو به دلایلی قبول ندارم و نه تنها مفاد این لایحه رو از طبقهٔ اونها دور نمی‌دونم از قضا همین مدل تغییر شکل یافته‌اش رو هم که اختیار چند همسری باشه رو نیز منحصر به مردم سنتی و مذهبی نمی‌دونم. بحث این مسئله رو هم بعداً بهش خواهم پرداخت.

البته که این بند لایحه قابل اعتراضه. اما به نظرم خیلی مهمه که بدونیم داریم دقیقاً به چی اعتراض می‌کنیم و به زبونی اعتراض کنیم که منظورمون رو واضح برسونه. اینجا گفته بودم که: "اصولاً چیزی که از این لایحه سر در نمیارم اینه که مگه تا حالا چندزنه بودن و صیغه و این چیزها ممنوع بوده یا وجود نداشته که انقدر اخیراً تلاش شدید برای توجیه و تبلیغش می‌شه؟ آقایون قانون‌گذارها! این سفره همیشه پهن بوده و هنوز هم. اینهمه تلاش و تکاپو برای چیه؟" به‌نظر من بدترین وجه این قضیه و البته احتمالاً هدف اصلی اون تبلیغ و عادی‌سازی چند زنه بودن هست. این تبلیغ و عادی‌سازی به‌وضوح داره در چند جبهه با همکاری رسانهٔ ملی پی‌گیری می‌شه. نگرانی اصلی از ریختن قبح عمل هست. نگین الان سه نسل هست تو خانوادهٔ ما ازدواج مجدد بد دونسته می‌شه پس از من دوره. وقتی روز و شب تو بوق و کرنا تبلیغ شد، الان نه، ده سال دیگه، به سلامتی برمی‌گردیم چند پله دیگه عقب‌تر. چه بسا به خانوادهٔ شما هم وارد بشه! در تمام دوران کودکی و نوجوانی و جوانیم یادم نمیاد بحثی و حرفی از صیغه شنیده‌باشم. تا دو/سه سال پیش یادمه صیغه از دید اکثر آدمها کار پسندیده‌ای نبود. اما الان تو همین یکی دو ساله احساس می‌کنم اوضاع خیلی عوض شده. کافیه یکی از این پستهایی که راجع‌به صیغه‌هست رو ببینید و استدلال طرفداران صیغه‌رو که ازقضا بعضاً اصلاً هم سنتی نیستند رو بخونید.

جای دیگه‌ای که این عادی‌شدن ممکنه گریبان ما رو هم بگیره مثل همون قضیهٔ دانشگاه زنجان و سردار زارعی هست. کی یادشه زمان دیگه‌ای کسی به رابطهٔ خارج از ازدواج متهم بشه و با چنین منطقی مبرا بشه؟ کلاً کسی، حتی اون خودی‌های حوزه‌دیده در این جور مواقع خودشون رو با صیغه توجیه نمی‌کردند یا اگر می‌کردند خیلی روی این قضیه مانور نمی دادند. چراکه بین مردم از مذهبی و سنتی و لامذهب و مدرن، چندان پذیرفته شده نبود.

و البته مشکل حقوقیش هم که برداشتن اجازه همسر اول هست به‌جای خود که یعنی قانونی‌کردن ازدواج پنهانی که مخصوصاً با فرهنگ‌سازی فعلی باعث پیچیده‌تر شدن روابط می‌شه. این رو هم اضافه کنم که قبلاً قانونی گذاشته بودند که در صورت ازدواج مجدد مرد، همسر اول اجازهٔ طلاق دارد که اونهم چندی پیش بی‌سروصدا حذف شده.

اما بازهم گمان نمی‌کنم این بند اونقدر که بازتاب پیدا کرده واقعاً مهمترین بخش این لایحه باشه. لایحه موارد مشخص‌تری هم برای اعتراض داره.

اشکالات وارده به لایحهٔ حمایت از خانواده:

یک دلیل مهم اعتراض به این لایحه نادیده‌گرفتن تمام کارهای تحقیقی و کارشناسی در رابطه با مشکلات حقیقی زنها و خانواده هست. به‌اضافهٔ اینکه بر خلاف اسمش کلاً هیچ حمایتی رو هم اعمال نمی‌کنه؛ ضمن اینکه اگر گاهی حمایت جزئی هم وجود داشته اون رو حذف کرده. به قول شادی صدر، وکیل دادگستری و فعال حقوق زنان: "تصویب این لایحه یعنی بی اعتنا ماندن تصویب کنندگان و نویسندگان این لایحه به خواست اجتماعی زنان و نادیده گرفتن همه مطالباتی که از صد سال پیش تا به حالا مطرح شده و در واقع تصویب این لایحه دهن کجی است به تمام این مبارزات. به این دلیل است که زنان تا این حد به لایحه خشمگین هستند .چرا که این لایحه واپسگرایی نسبت به همین وضعیت موجود است که مورد قبول هیچ کدام از ما نیست. "

این لایحه به موضوعات مهمی که درحال حاضر وجود داره و هر روزه داره براش اعتراض و بیانیه و بررسی حقوقی و شرعی می‌شه رو کلاً مسکوت گذاشته و به فرعیات پرداخته.

بعد از تمام فعالیتهایی که شده در این لایحه مسئلهٔ سنگسار به‌قوت خودش باقی هست که البته شامل آقایون هم می‌شه.

درحالی‌که با وجود آمار و گزارشهای زیاد ارائه شده توسط فعالین زنان از نتایج ازدواجهای تحمیلی و نداشتن حق طلاق زنان و اجبار آنها به تحمل شرایط، همچنان حقی به نام حق طلاق به رسمیت شناخته نشده بلکه حتی مادهٔ مربوط به دادگاه خانواده از منظور اصلی خودش منحرف شده و شرایط رو بدتر کرده. در اصل این ماده باید در دادگاه خانواده به‌جای یک قاضی مرد، بررسی شکایات را به سه‌قاضی بسپرد که یکی از این قضات باید زن باشند. با توجه به محیط کاملاً مردانهٔ دادگاههای ایران، لایحهٔ مذکور با تغییر" باید" به "حتی‌الامکان" کاملاً قضیه را لوث کرده؛ درنتیجه حالا به‌جای اینکه زن در دادگاه خانواده تنها برای یک مرد از خصوصی‌ترین مشکلات خانوادگی خودش بگه حالا باید در برابر سه مرد بگه.

لایحه ثبت ازدواج موقت را اجباری و عدم آن را مستوجب مجازات ندانسته است.

لایحه مجازات مربوط به عدم ثبت ازدواج دایم را به جریمهٔ مالی تخفیف داده است.

طبق قانون قبلی حضانت فرزندان تا 7 سالگی با حکم دادگاه برعهدهٔ مادر بود. لایحهٔ فعلی مجازات قائل شده برای گرفتن فرزند از مادر بر خلاف رای دادگاه را به مجازات نقدی تخفیف داده.

لایحه نه تنها همچنان برای 130 هزار کودک حاصل از ازدواج زن ایرانی با مرد افغانی هویتی قائل نشده، بلکه برای زنی که بدون اجازه دولت جمهوری اسلامی ایران با مرد مسلمان خارجی ازدواج می کند مجازات تعیین کرده است.

لایحه با ملغی اعلام کردن قانون حمایت خانواده، حق زن را برای اثبات اینکه شغل شوهرش منافی حیثیات خانوادگی است، از میان برده است درحالی که به موجب قانون مدنی مرد می تواند به راحتی و با طرح یک شکایت، زنش را از حق کار محروم کند.

لایحه بر مهریه مالیات وضع کرده است و این مالیات باید در زمان ازدواج پرداخته شود. در حالیکه طبق عرف ایران زن نه زمان عقد که تنها در طلاقهای به درخواست شوهر یا مرگ شوهر مالک تمام مهریه خواهد شد.

* بخاطر بحث‌برانگیز بودن بند آخر وطولانی شدن این متن، درمورد مالیات بر مهریه یک متن کامل دیگه نوشتم که به‌زودی می‌ذارمش اینجا.

چرا اعتراض به لایحه خوب است؟

گذشته از اینکه چند تا از مفاد این لایحه ممکن هست در زندگی شخصی هرکدام از ما وارد بشه یا نه، که به نظر من در هر طبقه و گروهی که باشیم، هرکدام از اونها امکان داره وارد زندگی شخصی ما هم بشه، بعضی از مفاد این لایحه یک بی‌قانونی ضمنی رو به‌دنبال داره مثل تخفیف مجازاتها برای عدم رعایت قانون. البته همین الانش هم با پول همه قانونی رو می‌شه خرید، اما رسمی شدن اون مطمئناً به نفع هیچ‌کس نخواهد بود.

به‌نظر من ایدهٔ فعالین زن در تماس گرفتن تک‌تک شهروندان با مسوولین ایدهٔ بسیار قشنگی هست. کارت پستالهایی که برای عید 1386 چاپ کرده بودند و مردم عادی با زبون خودشون داستانشون یا اعتراضشون رو می‌نوشتند و به نماینده‌هاشون می‌فرستادند ایدهٔ بسیار جالبی بود. شاید اگر کسانی که فکر می‌کنند در اقلیت هستند و خواسته‌هاشون دیده و شنیده نمی‌شه همه به نماینده‌ها نامه بنویسند کسی به آنها هم گوش کند. شاید اگر سال اول ریاست جمهوری جدید، زمانی که در مجلس زمزمهٔ استیضاح رئیس‌جمهور بود، اگر مجلسیان 100 نامه در حمایت از خودشون دریافت می کردند اوضاع الان فرق می‌کرد. شاید اگر این چندصدهزار نفری که در طرح امنیت اجتماعی دستگیر شدند و توهین شدند و بقیه‌ای که مخالف بودند، اگر همه به مجلس نامه می نوشتند، دیگر سردار نمی‌تونست بگه این خواستهٔ تمام مردم هست. ممکنه که برای راهپیمایی یا تحصن کسی رو بگیرند و ببندند. ولی نامه‌نوشتن به نماینده‌ٔ مجلس گمان نکنم خطری داشته‌باشه.

گمان می‌کنم یکی از راههای رسیدن به جامعهٔ بهتر، رسوندن صدا به گوش مسوولین هست. هرچند که با ما عقایدشون ناسازگار باشه و هرچند که منتخب ما نباشند. این -سه -پست آقای خواب بزرگ بهتر توضیح داده. اگر همش رو حوصله ندارید بخونید حداقل همین یکی رو بخونید.

ممکنه بگین ما کلاً با کل این قوانین از پایه و اساس مخالفیم. یا تا وقتی قوانین بر همین مبنا باشه، همین آش و همین کاسه‌هست. ولی من به‌شدت معتقدم اونچه که مشکل داره در وحلهٔ اول رعایت نشدن قوانین هست که ناشی از بی‌تفاوتی و عکس‌العمل نشون ندادن تک‌تک ماست. حالا حتماً هم نمی‌خواد از خیلی بالا شروع کرد. مثلاً این ابتکار جالب رو برای اعتراض به سرویس بد رستورانها ببینید و شاید هم شرکت کنید.

خلاصه که حمایت از اعتراض به این لایحه، حتی اگر فکر می‌کنید هیچ بخشی از لایحه‌اش به شما مربوط نمی‌شه، می‌تونه کارآیی این روش رو حداقل نشون بده. یا حتی اگر مثل من هستین و هیچکدوم از این کارها رو نمی‌خواین بکنین، حداقل کسانی رو که کاری می‌کنند دلسرد نکنین.

*بعدالتحریر: حالا که لایحه از دستورکار مجلس خارج شده. باید صبر کرد و دید آیا اصلاحی قراره درش صورت بگیره (اعتراضها و توضیحها عمل کرده) یا فعلاً می‌خوان سروصدا رو بخوابونند و چند‌روز دیگه دوباره همین بی‌سروصدا تأیید می‌شه (اعتراض اثری نداره). ولی در کمال بدجنسی فکر می‌کنم بیشتر این وبلاگ بوده که مجلسی‌ها رو ترسونده. جدا از همهٔ این حرفها، از هر دسته و گروهی که هستین، خوندنش رو واقعاً توصیه می‌کنم :).

-------------


پ.ن. نگاهی به قانون حمایت از خانواده در سال 1353 و لایحه اصلاح اون در سال 1356 هم خالی از لطف نیست.