۱۳۸۷ مرداد ۲۰, یکشنبه

به بهانهٔ اعدام یعقوب مهرنهاد:
.
لوبیا یعقوب مهرنهاد رو نمی‌شناسه. آشناییش باهاش از وبلاگهایی بود که عکسش رو گذاشته بودند و نوشته بودند این فعال مدنی بلوچستان رو اعدام نکنید. فعال مدنی بودن از نظر لوبیا یعنی کسی که با نام و فامیل حقیقیش اونچه مردم تو دلشون یا تو محافل خصوصیشون می‌گن رو کلی معتدل می‌کنه، بعد یه گوشه‌شو یه جوری که نه سیخ بسوزه نه کباب با قید هفتصد و یازده احتیاط با صدای بلند اعلام می‌کنه که البته غلط می‌کنه؛ چون هم مردم می‌فهمند که پس می‌شه حرف رو بلند هم زد و هم اینکه می‌فهمند تنها نیستند، درنتیجه هم روشون زیاد می‌شه و هم زبونشون دراز. پس از دید بالادستی که سرتاپاش اشکاله هر فعال مدنی یک برانداز بالقوه است. اینه که این روزها عجیب نیست که هر گزارش و هر آماری "سیاهنمایی" باشه و هر معترضی برانداز شناخته بشه. موضوع اعتراض هم زیاد مهم نیست. از گرانی مسکن وبنزین تا سیاست هسته‌ای ایران از پوشش اجباری تا اصل ولایت فقیه، از سهمیه‌بندی دانشگاه تا شیوع ایدز، اعتراض به هر کدوم اگر منسجم و برنامه‌ریزی‌شده باشه می‌تونه براتون پاپوش بدی درست کنه. مثالش هم که این روزها فراوون. اخبار هرروز رو که بخونی حتماً توش می‌بینی. اما اعدام حرف دیگه‌ای بود.
.
این خبر اعدام لوبیا رو بدجوری شوکه کرد. هرچند کشتن معترض مخصوصاً معترض سیاسی چیز جدیدی نیست. ولی در این سطح! و به همین راحتی و بی‌مقدمه‌ای! تو پستویی، زیر شکنجه‌ای، بر اثر حادثه‌ای، به‌دست لباس شخصی‌ها...(مثال هم بزنم؟) اما حالا که رسمی هست چی؟ نه محاکمه‌ای. نه همراه کردن افکار عمومی نه هیچ‌چیز.
.
حالا که خبر پیچیده و اعتراضها بلند شده، می‌گن جرمش خیلی سنگین تر بوده. با گروهک تروریستی ریگی مالکی، همکاری می‌کرده. همونی که امروز سر آدمهای بی‌ربطی رو که نه سر پیازند و نه ته پیاز گوش‌تا گوش می‌بره و ما هم که پیش‌پیش برای سربازهای آمریکا نمی‌دونم چندصدهزارتا قبر کندیم، در این مورد کلاً به روی خودمون هم نمی‌آریم.
.
راستش جرم بزرگیه. لوبیایی که این آقا رو نمی‌شناخته و اصلاً از نوع فعالیتش هم آگاهی نداره چی بگه این وسط. بالاخره کسایی که از این جور کارها بکنند هم لابد وجود دارند. احیاناً شاخ و دم هم ندارند. یک‌جا یکی گفته‌بود خوب ده‌نمکی هم وبلاگ‌ می‌نویسه. اینکه دلیل بر آدم‌حسابی بودن نمی‌شه.
.
اما آقای جمهوری اسلامی! راستش لوبیا نمی‌تونه زیاد حرف شما رو باور کنه. نه به‌دلیل اینکه مثلاً خوب چرا نگهش نداشتین این مهرهٔ مهم رو که باهاش این ریگی‌مالکی رو دستگیر کنین یا چرا درست نمی‌گین چی‌کار کرده که ما هم روشن شیم یا نه هیچ سوال و تحلیل سیاسی دیگه. بلکه به دلایل خیلی ساده‌تر. راستش لوبیا هیچ‌کدوم از حرفهای شما رو نمی‌تونه باور کنه آقای جمهوری اسلامی. کلاً لوبیا بنابر تجربه دیده همون حرفهای دهن‌به‌دهن با تمام یک‌کلاغ و چهل کلاغهاشون از اخبار شما معتبرترند. یعنی نه این مورد خاص رو ها. کلاً دیگه؛ همه جور اتهامی رو که از جانب شما مطرح بشه. البته تقصیر خودتونه آقای جمهوری‌اسلامی.
.
آقای جمهوری اسلامی، وقتی شما یک دختر و پسر رو با هم تو خیابون می گیرین، بعد تو پرونده‌شون می نویسین به دلیل "روابط نامشروع" یا دخترک بدحجاب رو می‌گیرین تو پروندش می‌نویسین به‌دلیل "اشاعهٔ فساد و فحشا"، یا مثلاً عروسی رو به‌هم می‌زنین می‌گین یک "لانهٔ فساد" کشف شد، یا مثلاً سردارتون می‌خواد بگه دخترهایی که از خونشون اومدن بیرون می‌گه "زنان خیابانی" اونوقت به‌نظرتون دیگه آبرویی هم برای این جرمهای سنگین می‌مونه؟ لوبیا یادش میاد که وقتی آقای منتظری رو می‌خواستن بی‌آبروش کنند، همون روزهای اولی که حبس خونگیش شروع شده‌بود، می‌گفتن تو خونش "صور قبیحه" پیدا کردن. لوبیا این رو خوب یادش مونده چون اون‌موقع بچه بود و این اولین‌باری بود که این لغت رو شنیده بود. بعد که براش توضیح داده‌بودند که یعنی چی هی داشت دنبال مصداق "صور قبیحه" می‌گشت. آقای جمهوری‌اسلامی، لوبیا یادشه اون‌روزها هرکی رو به هر جرمی که میخواستند بی‌اعتبار کنند بلافاصله یک پروندهٔ ارتباطات نامشروعش هم ضمیمهٔ جرمش می‌کردند، جوری که دیگه باعث خنده و مسخره شده بود.
.
آقای جمهوری‌اسلامی، امروز دیگه رابطهٔ نامشروع زیاد مد نیست. امروز "فساد مالی" و "براندازی" و "جدایی طلبی" مد شده. البته شما می‌دونین، ما هم می‌دونیم که رو فساد مالی نمی‌شه زیاد مانور داد. پس می‌مونه همون براندازی و جدایی طلبی. آقای جمهوری‌اسلامی، وقتی مخالفت با سنگسار اسمش می‌شه "براندازی"، وقتی تدریس ترکی تو مدارس و آموزش دادن به زنها در کردستان و سواد یاد‌دادن به بچه‌ها در مناطق محروم اسمش می‌شه "جدایی طلبی"، وقتی وکالت بهایی‌ها رو قبول‌کردن اسمش می‌شه "ارتداد"، وقتی یادبود گرفتن و بزرگداشت گرفتن اسمش می‌شه "تشویش اذهان همومی"، وقتی روزنامه چاپ کردن و اعتراض صنفی کردن و اعتراض به دستمزد اسمش می‌شه "براندازی"، اونوقت فکر میکنین دیگه حیثیتی هم برای این جرمها می‌مونه؟
.
آقای جمهوری اسلامی، راستی آیا شما آماری دارین که اگر یه‌وقت بخواین جامعه رو از هرچی "مجرم" هست پاک کنین، کلاً جز خودتون و خانواده چند نفر دیگه می‌مونن؟ بگذریم از اینکه خانواده خودتون هم چندان ایمن نیستند.