۱۳۸۷ تیر ۱۸, سه‌شنبه

برنامهٔ آینده:

لوبیا حرفهای زیادی برای گفتن داره. سوژه های زیادی تو سرش وول می‌خورن. لوبیا هرروز و هر دقیقه همهٔ سوژه‌هاش رو با خودش مرور می‌کنه که یادش نره. آخه رو کاغذ هم که یادداشت کنه، اگر دائم با خودش تکرارش نکنه حسش از بین می‌ره. همیشه همین‌طوریه. انقدر حسش از بین می‌ره که دیگه لوبیا از نوشتنش منصرف می‌شه. حالا لوبیا گفت بیاد اینجا بگه چیا تو کلش وول می‌خورن که مجبور شه زودتر تو رودرواسی همین چند تا خوانندش هم که شده حتماً بنویستشون. پس به زودی در این مکان پستهای زیر نصب می‌شوند. چون اگر نصب نشوند، واقعاً حیف می‌شوند.

این پستها عبارتند از:
ماهیهایی که جیغ می‌زنند
اندیشه‌های لوبیایی در نقش مردم در اقتصاد
ننر کردن فرزندان
مد جدید و لوبیای حیران
معرفی مادام تحفه و موسیو بدذات
ماجراهای لوبیا و مادام تحفه و موسیو بدذات (شاید این بخش سریالی باشد)
مشکلات لوبیا با دستورات خودشناسی
لوبیا و آموخته‌هایش از ذهن
معضل لوبیا با یک معلم سابق و یک دوست خیلی خوب فعلی
وقتی لوبیا تازه وارد آمریکا شده بود
چرا لوبیا زندگی در آمریکا را دوست دارد
چرا لوبیا زندگی در آمریکا را دوست ندارد
چی‌شد که اینجوری مد شد؟
ماجرای دختر سعودی
لوبیا و ترسهای درونی‌شده‌اش یا لعنت به ...


حالا، تا چه پیش آید.