۱۳۸۷ فروردین ۱۳, سه‌شنبه

بازگشت لوبیایی:

1. خوب بالاخره لوبیا به بهانه شرکت در کنفرانس شهر رو هم دید. کلاً تو شهر هم مثل همون دهات لوبیاکده این مردم بی‌خیال وقتی راه می‌رن جلوشون رو نگاه می‌کنن. ولی این کار کاملاً اشتباهه. از اونجایی که بالاخره شهر با ده فرق داره، لوبیا در تمام مدت راه رفتنش سرش به آسمون بود و ارتفاع ساختمونها رو با دقت زیر نظر داشت که مبادا کلاغی چیزی بخوره به ساختمون. لوبیا دیگه می‌خواست کم کم به شهردار اونجا اعتراض کنه. آخه اینهمه ساختمون بلند می‌سازن که چی؟ نمی‌گن لوبیا گردن درد می‌گیره؟ خلاصه که هر کی می‌دید می‌فهمید لوبیا از پشت کوه اومده.

2. همسفرهای لوبیا همه هندی بودند. خیلی همشون بچه‌های خونگرمی بودند. ولی امان از آدم خسیس. این همسفرهای لوبیا پدر لوبیا رو درآوردن. آخه صرفه‌جویی به چه قیمتی؟ کارهای اینا دیگه اسمش صرفه‌جویی نبود. ریاضت بود. لوبیا فکرمی‌کنه که اینا از مرتاضهای هند بودند! حالا خوبیش اینه که اصلاً از جیبشون هم قرار نبوده خرج کنند. اگر می‌خواستن از جیب خرج کنن معلوم نبود چی می‌شد.

3. لوبیا برگشته می‌بینه از دفتر حفاظت منافع ایران در بلاد کفر کارت تبریک نوروز براش اومده. لوبیا بعد از بر طرف شدن شوک حاصله پاکت رو بازکرده که کارت رو بخونه. اول اینکه روی کارت یک سفره هفت‌سین هست که روش نوروز رو و سیمین بهار آزادی رو تبریک گفته. تا اونجا که لوبیا یادشه 22 بهمن بهار آزادی بود. ولی خوب حتماً منظورشون 12 فروردین و بله گفتن به بلای نازل شده بوده. خوب تا اینجاش هیچ اشکالی نداره. بعد دو طرف سفره دو تا شعر نوشتن از امام خمینی که خیلی هم خوبه. متن داخل کارت اما:

"هموطن گرامی،" (حالا لوبیا تا اون موقع که ایران بوده، هموطن گرامی نبوده ها! تا یادشه مایه ننگ جامعه اسلامی و لوبیای فاسد و از این جور چیزا بوده!)

"در آستانه میلاد با سعادت حضرت ختمی مرتبت رسول گرامی اسلام محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم (نبودن ویرگول از متن اصلی است. لطفاً به گیرنده های خود دست نزنید.) و ششمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت امام جعفر صادق علیه‌السلام فرارسیدن نوروز باستانی (چه عجب!) و سالروز خجسته جمهوری اسلامی را تبریک و تهنیت عرض می‌کنم و از درگاه قادر متعال برای ملت سرافراز و عظیم‌الشأن ایران و شما هموطن ارجمند عزت و موفقیت و افتخار مسئلت دارم."

تا حالا لوبیا انقدر تحویل گرفته نشده بود ها! از یه طرف جا خورده بود. از یه طرف داشت فکر می‌کرد یعنی اینها امسال به همه ایرانی‌های اینجا کارت تبریک فرستادن؟ از یه طرف، یعنی راستش از چند طرف! ترسیده بود! چرا؟ خودش هم نمی‌دونه! ولی خوب ترسیده بود دیگه. از یه طرف هم چون کلاً لوبیا عادت کرده به همه کارهای دولتمردان کشورش بدبین باشه، داشت دنبال دلیل این کارشون می‌گشت. قبول کنین که دریافت کارت تبریک نوروز از جمهوری اسلامی، اونهم وقتی کلاً یه جای دیگه‌ای یه کم عجیب غریبه. حالا بقیه نامه:

"به خواست ایزد منان امسال در حالی سفره هفت‌سین را به دعا می‌نشینیم و نوروز را جشن می‌گیریم که کشور عزیزمان ایران با حفظ استقلال، اقتدار و آزادی، تحت ارشادات داهیانه مقام معظم رهبری و تلاش‌های خستگی‌ناپذیر رییس جمهور محبوب، دولت مردمی، و ملت شریف ایران، هر روز گام جدیدی در مسیر پیشرفت‌های علمی و صنعتی به پیش بر‌می‌دارد و سرفصل زرینی را در تاریخ پرافتخار خود می‌گشاید." (لوبیا زیر قسمتهای مهم را خط کشیده.)

"امروز ایران اسلامی در زمینه فناوری نانو، ایجاد سلولهای بنیادی، شبیه‌سازی (Cloning) فناوری صلح‌آمیز هسته‌ای، صنایع دفاعی، برنامه‌های فضایی، و داروسازی به دستاوردهای شگرف و ارزشمندی نائل گشته‌است. ایران اسلامی در زمینه دستاوردهای فوق در ردیف پیشرفته‌ترین کشورهای جهان قرار گرفته و در بخش ترمیم ضایعات نخاعی به پیشرفتی بی‌نظیر در جهان رسیده است."

آخه برادر، اونها تو ایران یه چیزی می‌گن. می‌گیم خوب، ندیدن، نمی‌دونن تو کشورهای پیشرفته چه خبره. یه چیزی می‌گن. آخه شما دیگه چی می‌گی؟ اصلاً تو که اینا رو بلغور کردی برای همه هم فرستادی، معنی یکی از این چیزهایی که نوشتی رو خودت می‌دونی؟ حالا می‌گی هم عیب نداره. ولی برای یکی بگو که یا اینجا رو ندیده باشه یا اونجا رو. بعد نوشته که:

"هموطن عزیز و ارجمند آغوش گرم و پر مهر مام میهن به‌روی شما فرزند ایران زمین گشوده‌است. با حمایت و همکاری‌های علمی، فنی، اقتصادی، فرهنگی، و هنری خود در آهنگ رشد، توسعه و شکوفایی ایران عزیز سهیم شوید. سعادت، تندرستی، عزت، شادکامی، و موفقیت روز افزون شما را از درگاه ملکوتیش آرزومندم." بعدش هم که عنوان و اسمش.

عرضم به حضورتون که چشم برادر. من همین فردا بلیط برگشت می‌گیرم میام. فقط یه سوال. اونوقت اون موقع که لوبیا داشت تو مام میهن خدمت می‌کرد، همون موقع که...، هیچی اصلاً. شما خوبین؟ ممنون از کارتتون. شما هم موفق و موید و پیروز باشین. به خانواده سلام برسونین. بچه‌ها رو ببوسین. همین دیگه! رو اعصاب ما هم راه نرین.

4. سیزده به‌در خوش گذشت؟ آش رشته خوردین؟ سبزه گره زدین؟ خوب سیزده به در مصادف می‌شه با اول آوریل. در مورد دروغ اول آوریل هم که شنیدین. اینجا جالب ترین دروغهای آوریل یا همون دروغهای سیزده رو ببینین.


5. به‌به! به‌به! هردم از این باغ بری می‌رسد. اینجا یه بنده خدایی اومده با سردار زارعی رقابت کنه. ولی طفلک جا و مکان درست حسابی هم نداشته. بالاخره هرکی به وسع خودش. این جناب خط خطی هم در این مورد نوشته.
----------
پ.ن. لوبیا که داشت این کارت تبریک رو پاک نویس می‌کرد، دید سواتش! نمی‌کشه به این ارشادات داهیانه که اینجا گفته. اگر کسی می‌دونه داهیانه یعنی چی از این لوبیا دریغ نکنه. اینهمه سال شنفته ها! ولی هیچ وخ! نفهمیده که چی چی شنفته!