بازی بازی:
لوبیا دعوت برادر غضنفر رو به بازی ترانه های خاطره انگیز بعد از صد و بیست سال لبیک میگه. باشد که رستگار بشه.
اول اولش که لوبیا این دعوتنامه رو دریافت کرد، فکر کرد که خوب چه آهنگی منرو یاد قدیمها میندازه؟ بعد فکر کرد که قدیمها یعنی لابد دوران کودکی، چون نوجوانی که خیلی قدیم نمیشه!!! (در اینجاست که شاعر میگه: در خزان زندگی احساس جوانی میکنم! واقعا چقدر گذشته و لوبیا همینجور خوشحاله!) راستش لوبیا یاد نوار هنگامه یاشار افتاد که خیلی از شعرهای کودکیش رو از اون یاد گرفته بود. لوبیا یادشه که یه نوار دیگهای تو کودکستانشون میذاشتن که شعراش خیلی قشنگتر بود. ولی اون موقع مامان لوبیا نتونسته بود اون رو پیدا کنه و بخره! چون ممنوع بود! بعد حتی مامان لوبیا میگفت نباید لوبیا جایی بگه که این نوار روهم داره. چون ممنوعه! و لوبیا همیشه فکر میکرد که آخه چرا؟؟ یه نوار دیگه هم بود که اونم لوبیا نباید به کسی میگفت که داره. اونم شهر قصه بود. شهرقصه در واقع اصلا مال بچهها نبود ولی خب چون خاله سوسکه و آقا موشه و اینا داشت و همش با آهنگ بود لوبیا احساس میکرد مال اونه!!
دوران نوجوانی لوبیا آهنگهای اندی و کوروث تو تمام زنگهای تفریح اجرا میشد. لوبیا اون موقع از شوهای این دوتا خیلی خوشش میاومد. ولی آهنگهاشون و شعرهاشون اصلا. اینکه هیچ وقت اون نواریشون رو که بیشترین خاطره رو ازش داره رو نگرفت. شعرهای زنگ تفریحها بود "بلا"، "آمنه"، "نیلوفر" و "یاسمن"و البته "آی قشنگ تر از پریا"ی شهرام بود.
نوارهای مورد علاقه لوبیا اون موقع داریوش بود. اون زمان که لوبیا داشت در"جبهه کسب آزادی!" میجنگید، شعر "زندونی" داریوش رو خیلی میخوند!! "شقایق" داریوش هم خیلی دوست داشت. کلا تقریبا همه آهنگهای داریوش رو حفظ بود. (اون وقت میگه من نمیدونم از کی افسرده شدم!!! خب لوبیا جان اگر اسم این نوجوانی رو افسردگی نمیذاری، پس چی میذاری؟
ولی خب گوش دادن داریوش دلیل نمیشه با اندی، کوروث و شهرام شبپره صبح تا شب نرقصه که!! میشه؟ افسرده هم خودت بودی. دهه! اونی که لوبیا رو یاد یه خاطره مسخره و یه خاطره خوب از یه دوست خوب میاندازه، "ایران" شهرام بود. همون که میگفت "الف" و "ی" و "ر" و "آ".
بعد که لوبیا تمام داریوش ها رو حفظ شد شروع کرد ابی و گوگوش گوش دادن. خاطره انگیز ترین آهنگ گوگوش برای لوبیا اونه که میگه "داغ یه عشق قدیم و". آهنگ "پنجره" هم به دلایلی لوبیا رو یاد اون دوران میندازه. لوبیا آهنگ "ماه پیشونی" رو هم خیلی دوست داشت و داره.
آهنگهای شاد هایده همیشه لوبیا رو یاد خونه قدیمیش میاندازه. مخصوصا یاد خونه تکونی شب عید. اون آهنگ "موج" هایده هم براش معنی داره.
شعرهای مرضیه و بنان براش بوی آخر شب مهمونیهای ایران رو داره که همیشه چند نفر خوش صدا بودن که این شاهکارها رو بخونن. "به رهی دیدم برگ خزان ..."، "امشب شب مهتابه" و خیلی های دیگه.
این پیروز رو میشناسین؟ همون که خیلی ضایعه. همون که اول کارش با "بلک کتز" شروع کرد. همون. خیلی قبل از اینکه خواننده بشه، لوبیا توی یه شویی دیده بودش که گیتاریست بود. بعد بهش بلندگو رو دادن دو تا آهنگ اجرا کرد. یکی "حاجی" عاصف و یکی هم اون آهنگ ابی که میگه "روزا با تو زندگی رو پر از قشنگی میبینم". اون موقع این پیروز به نظر لوبیا خوشگلترین پسر روی زمین بود. خیلی جدی عاشقش شده بود. البته اون موقع نمیدونست که قراره بعدا اینجوری از آب دربیاد! وگرنه که هیهات من اللوبیا که عاشق همچین چیزی بشه! ولی کلا با پیروز و بدون پیروز، لوبیا این آهنگ ابی رو خیلی دوست داره. یاد اولین کارای پیروز هم بخیر. کلی واسه خودش محبوب شده بود. چه افتخاری میکرد لوبیا که خودش اولتر کشفش کرده!!
دیگه آهنگ "نسترن" هم با اینکه خیلی قدیمی نیست، ولی لوبیا رو یاد مهمونیهای هر هفته و اونهمه برو و بیا میندازه. اووووو، راستی داشت یادم میرفت تو همون مهمونیها یکی از بچهها همیشه ضرب میزد و چی بهتر از اون شعرای قدیمی که مرحوم جلال همتی دوباره زندشون کرده بود. روزهای بینظیری بود اون روزها که هرگز تکرار نمیشه. خیلی شاید دور نباشه. ولی برای لوبیا چون پروندشون بسته شده حکم نوستالژی داره. از همین دست، خیلی که جلو بیایم آهنگ "آی خانوم کجا کجا" که هر چند زیاد ازش خوشم نمیاومد، ولی آهنگ شادی بود که تو مهمونی خداحافظی لوبیا وقتی داشت از ایران میومد هزار بار گذاشتیم و رقصیدیم.
چقدر دلم واسه اون روزها تنگ میشه!
لوبیا کسی رو به این بازی دعوت نمیکنه. به اونهایی هم که قبلا از کانالهای دیگه دعوت شدن پیشنهاد میکنه طرف این بازی نرن. چون باعث مرور خاطرههای دور میشه که هم خوبش اشک آوره هم بدش. حالا از لوبیا گفتن. خود دانید.
۱۳۸۶ اسفند ۲۷, دوشنبه
Posted by
Loobia
at
۱۷:۵۸
اشتراک در:
Comment Feed (RSS)
|