۱۳۸۶ دی ۲۸, جمعه

می شه بذارین یه کم باد بیاد؟ لطفا!!


لوبیااز خوندن این خبر (این خبر) وحشت زده شد. هنوز خون زهرا بنی یعقوب خشک نشده بود.
از اون طرف حکم تبرئه سه نفر بعد از کلی حبس و شکنجه صادر می شه، ولی هیچ کس به روی خودش نمی آره و همچنان زندانی هستند. از اون طرف فعال های حقوق زنها رو بدون اعلام هیچ جرمی زندانی می کنند، بعد بدون هیچ توضیحی آزاد می کنند. اینجا هم که می گه ظرف دو ماه گذشته پنجاه تا دانشجو رو زندانی کردن. حالا روزنامه نگارها و معلم ها و راننده های شرکت واحد و دراویش و مدافع حقوق زندانی ها و کارگرهای هفت تپه و نمی دونم دخترها و زنها و پسرهای خوش پوش و ... که دیگه قدیمی شده !!! لوبیا فکر می کنه که اینا تازه چندتا !! هستند که به دلیلی خبرش منتشر شده.
لوبیا هرچی به مغز لوبیاییش فشار میاره نمی فهمه که به چه جرمی؟ طبق کدوم قانون نوشته یا نانوشته ای؟ حالا ایناش به کنار! آخه با چه رویی؟ با چه پشت گرمی ای؟ اینا کین که به هیچ مافوقی نباید حساب پس بدن؟ اصلا یعنی واقعا یه نفر نیست به اینا بگه: اوهوی، داداش، چه خبره؟ به کجا چنین شتابان؟
لوبیا خیلی ترسیده. اگر مرجع برقرار کننده عدالت توی مملکتی انقدر الله بختکی و دلبخواهی باشه، تکلیف مردمش چی می شه؟ خود مراجع قضایی چقدر عادلند و احکام درستی میدن بماند. ولی دیگه اینا کیند که حرف قاضی های سیستم خودشون رو هم قبول ندارند.
لوبیا فکر می کنه که این قوه قضاییه (و ایضا اون مجلس) که کلا کاری از دستش بر نمی آد، زورشم به کسی نمی رسه، اصولا نظارتی به چیزی هم نداره، خوب بابا چرا خودشون و ملت رو سر کار گذاشتن؟ شما بفرمایید منزل استراحت کنین، حقوق و مزایاتون هم رو تخم چشممون، میاریم منزل تقدیم می کنیم. جدا از اینکه کلی تو هزینه ایاب و ذهاب و خدم و حشم و نمی دونم آب و برق و گاز و ... صرفه جویی می شه، این همه ساختمون و امکانات جانبیش هم آزاد می شه، از همه مهمتر ملت هم تکلیف خودشون رو می دونند، از این سر در گمی نجات پیدا می کنن، شما هم کمتر لعن و نفرین می شین، آبروتونم حفظ می شه.
مشکلات حقوقیمون رو هم رو مشکلات حقیقیمون، یه کاریش می کنیم. شما راحت باشین، ما هم راحت تریم. حداقل مشکل اعصاب پیدا نمی کنیم، ذهنمونم درگیر قانون و این چیزای الکی نمی شه. می فهمیم هم که کلا کی به کیه.

مرتبط: روز شرمندگی
فرزندان ما را دریابید