نوستالوژی:
1- گلی خوشبوی در حمام روزی، رسید از دست محبوبی به دستم.
-ببخشید؟
2- این ویدئو
آهنگش لوبیا رو برد پرت کرد به دویست سیصد سال پیش! یادش بخیر چقدر همهجا دامن لامبادا میفروختن. چقدر همه سعی میکردن لامبادا برقصن. چقدر لوبیا دامن لامبادا نداشت! تازه چقدر اون موقع لوبیا بچه بود، کسی رو هم نداشت باهاش لامبادا برقصه. تازه بعدش که لوبیا کسی رو داشت چرا دیگه کسی لامبادا نمیرقصید؟
آهنگش لوبیا رو برد پرت کرد به دویست سیصد سال پیش! یادش بخیر چقدر همهجا دامن لامبادا میفروختن. چقدر همه سعی میکردن لامبادا برقصن. چقدر لوبیا دامن لامبادا نداشت! تازه چقدر اون موقع لوبیا بچه بود، کسی رو هم نداشت باهاش لامبادا برقصه. تازه بعدش که لوبیا کسی رو داشت چرا دیگه کسی لامبادا نمیرقصید؟
------
پ.ن.1- به یک عدد پارتنر خوب برای رقصیدن نیازمندیم.
پ.ن.2-شمسی خانوم جون. خوبی مادر. عباس آقا خوبن؟ هرچی میایم در مغازهتون گلادون سر جاشه وا. ولی هیشکی دم دخل نیست. خواستیم برادون نامه برقی برفستیم که اونم راستیتش آدرسدونو این وروجکا نمیدونم کدوم گوری انداختنش که بگم الهی خدا منو بکشه از دستشون راحت شم. حالا یه وخ از اینورا گذرت افتاد خواهر جون، اون آردست رو از زیر در بنداز برامون. شماره کاشیمونو که داری؟ خیر ببینی مادر.
پ.ن.3- ترانه جان. شما وبلاگ داری؟
|